پرهام با طعم شکلات

یه چیز جالب غم انگیز
در زلزله ي(سيچوان)چين.وقتي گروه نجات يك زن رازيرآوارپيدا كرد اومرده بود اماكمك رسانان زير نورچراغ قوه چيز عجيبي ديدند!زن باحالتي عجيب روي زمين زانو زده وحالت بدنش زيرفشاركاملا تغيير يافته.ناجيان تلاش ميكردند جنازه ي اورا بيرون بياورندكه گرماي موجود ظريفي رااحساس كردند. چندثانيه بعد...سرپرست گروه ديوانه وار فرياد ميزد«بياييد اينجا يك بچه است»وقتي آواررااز روي جنازه برداشتند نوزاد كاملا سالم درخواب عميقي بود.وقتي بچه را بلندكردند يك گوشي تلفن زمين افتاد كه روي صفحه ان نوشته شده بود:
عزيزم اگر زنده ماندي هيچ وقت فراموش نكن مادرت با تمام وجودش دوستت داشت!

جیگر طلا نفس دلا عزیز بلا امشب خونه ی حاج دایی منصور آقای باباجون سفره دعوت داشتیم
اینم عکس فرشته کوچولوهای نازو دوست داشتنی خانواده ی صدقی

سمت راستت کیان جون سمت چپت محمد طاها جون و جلوت هم امید رضا کوچولو نشسته باهم هم سن هستین و امیدرضا یک هفته از پرهامم بزرگتره

و اینکه جناب عالی عاشق صبا جون هستی و دوست داری همش بغل صبا باشی و امروز هم توی بغلش خوابت برد

قربون معصومیت صورت ماهت بره مامانی

و اینکه عاشق جاروبرقی ویا هر چیز صدا دار مثل سشوار یا هود آشپزخونه ویا چرخ گوشت و مخلوط کن هستی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





پرهام با طعم شکلات
